۷:۲۹:۴۳ - جمعه ۸ بهمن ۱۳۹۵
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
زندگی نامه سردار شهید ماشاالله رشیدی
سردار شهید ماشاالله رشیدی طغرالجردی فرمانده گردان ۴۱۱ سیدالشهدا ولادت: ۳فروردین۱۳۴۴- طغرالجرد کوهبنان  شهادت: ۷بهمن۱۳۶۵-منطقه عملیاتی شلمچه    کوهبنان امید شهید ماشا ا… رشیدی  یکی از دلاور مردان جبهه توحید بود که اگر بخواهی او را بشناسی باید از خاک گرم و خونرنگ جبهه هایی که او را پس از سالها تلاش و جهاد و […]

سردار شهید ماشاالله رشیدی طغرالجردی فرمانده گردان ۴۱۱ سیدالشهدا
ولادت: ۳فروردین۱۳۴۴- طغرالجرد کوهبنان
 شهادت: ۷بهمن۱۳۶۵-منطقه عملیاتی شلمچه
 
 کوهبنان امید شهید ماشا ا… رشیدی  یکی از دلاور مردان جبهه توحید بود که اگر بخواهی او را بشناسی باید از خاک گرم و خونرنگ جبهه هایی که او را پس از سالها تلاش و جهاد و ایثار در آغوش  گرفت و زمزمه های ذکرش را در اخرین دم حیات شنید کمک طلبی .
باید به جبهه های نور عزیمت کنی و ببینی که چگونه در دل تاریک شب رشید مردان جبهه نور این رشیدی ها چگونه بر لشکرو صحابه ابلیس می تازند و با قلبی مملو از عشق به آقا و مولایشان حسین بن علی(ع)سر را عاریه دوست کرده و پیشانی بند سبز را که نشانه مظلومیت اسلام است چگونه با خون خود گلگون میکنند.
 زندگانی این شهید سراسر درس است و الگو برای انان که راه شهیدان را طالبند و درسر عشق خدا دارند و باید که چنین باشد .این عزیزانی را که امروز شاهد ایثار و شهادت و خلوص آنهاییم     ما درانشان در مجالس روضه خوانی سالار شهیدان ابا عبد ا… به عشق آن حضرت مانوس کرده و چه بسا که اشک ما در آن در این مجالس گونه های این عزیزان را نوازش میداده و پیشانی آنها را شستشو که تا لایق پیشانی بند بانام فاطمه الزهرا (ص) باشند و کسی که کام او را با نام و یاد حسین و تربت پاک او بردارند باید در ارزوی شهادت باشد.
سردار شهید ماشالله رشیدی  در فروردین ماه سال ۱۳۴۴در طغرالجرد در خانواده ای مذهبی متولد شد .تحصیلات دوره دبستان و راهنمایی را در مدارس طغرالجرد گذراند و همگام با شکوفایی انقلاب اسلامی قبل از پیروزی انقلاب در تظاهرات  شرکت فعال داشت و در اکثر جلسات مذهبی حضور می یافت .
در راهپیمایی هایی که از مدرسه آغاز می شد نقش به سزایی داشت پس از پیروزی انقلاب با توجه به سن کمی که داشت به دنبال فرمان امام مبنی بر تشکیل جهاد سازندگی این  شهید لبیک گوی ندای امامش بود و با جهاد سازندگی همکاری داشت عضو انجمن اسلامی مدرسه بود و از رهگذر این سنگر هم به اسلام و مسلمین خدمت می نمود سپس همراه با شروع جنگ تحمیلی به یاد آرزویش که می گفت ((خدایا کاش روز عاشوراء بودم و امام حسین را یاری می کردم))راهی مدرسه عشق یعنی بسیج شد.
 در اوایل سال۱۳۶۰دوره آموزش نظامی را گذرانده و راهی جبهه های نورشد در آنجا که از شوق پیوستن به سپاهیان لشکر اسلام سر از پا نمی شناخت خوشنود از اینکه توفیق حضور در جبهه  را یافته به دنبال تقاضای عضویت در سپاه پاسداران در زمره سبز پوشان سپاه محمدی در امد و با خدای خویش عهد کرد که این لباس را تا آخرین لحظه حیات از تن بیرون نیاورد.
 و چه زیبا لباسی است لباس سر بازی آقا امام زمان (عج) و اینکه این لباس کفن و خلعت افتخار آفرینی شد برای او که در سر سودایی نداشت مگر عشق به خدا و معامله ی جان با جان  و رسیدن به وصال دوست . شهید از حالات روحی و روانی بسیار خوبی برخوردار بود و در تمام کارهایش رضای حق را مد نظر داشت در کارهای خیر پیش قدم بود.
 در جبهه بسیار اخلاق خوب و برخورد متواضعانه داشت برادرانی که با او برخورد داشته اند از حالات  معنوی اش خاطر ه ها دارند چه بسیار شب هایی که در جبهه ها در قبری که خود حفر نموده بود مشغول شب زنده داری بود و بر لب ذکر الهی العفو داشت و از خدای خود می خواست که شهادت را نصیبش گرداند.
 نامه های شهید راکه از جبهه برای خانواده و دوستان و آشنایان فرستاده می نگریم ویک یک آنها را می خوانیم در همه آنها سفارش دارد به اینکه امام را تنها نگذارید و امام را دعا کنید  ورزمندگان اسلام را با جان و مال خود یاری دهید و در آخر صبور باشید اگر فرزندی را برای رضای خدا از دست میدهید .
او راه حق را همان خط امام میداند و سفارش میکند دست از روحانیت برندارید و آخرت خویش را به دنیا نفروشید که این معامله ای بس زیانباراست .
شهید در بیشتر عملیات ها شرکت داشت و هر زمانی که کسی را برای ماموریتی حساس و خطر ناک میخواستند او پیش قدم بود و اصرار می کرد که او را ببرند در عملیات والفجر  ۸همرزمانش متوجه شدند ناگهان او غیبش زد و پس از چند دقیقه دوباره به جمع آنها پیوست نمی دانستند که برای چه کاری رفته است ولی وقتی  که ساعاتی بعد متوجه ضعف او و لکه های خونی که از زیر لباسش هر زمان بیشتر می شد پی بردند که او از ناحیه دست زخمی شده است و بدون اینکه کسی را متوجه کند به گوشه ای رفته و زخم دستش را به تنهایی بسته تا بتواند در ادامه عملیات شرکت کند.
 در شب های عملیات یکایک بچه های رزمنده ای که با انها بود بغل می گرفت و می بوسید و حلالیت می طلبید و شب قبل از شهادتش تعریف کرده بود من خوابی دیدم که فکر می کنم که در این عملیات شهید می شوم چون با شهید درگاهی و زکی زاده قرار گذاشته بودیم که هر کدام زودتر شهید شدیم درب بهشت بایستیم تا دیگری بیاید و من خواب دیدم که شهید درگاهی و زکی زاده درب بهشت منتظرمن ایستاده اند و همین طور هم شد.
 شهید در عملیات کربلای ۵ پس از شهادت شهید درگاهی و زکی زاده به  لقاء یار پیوست در حالی که مثل اقا و مولایش حسین  بن علی (ع)و قمر بنی هاشم(ع) نه سر در بدن و نه دست در پیکر داشت .
شهید توکل عجیبی داشت و خونسرد بود در عملیات خیبر با تعدادی از دوستان و همرزمان خود در محاصره دشمن بعثی قرار گرفته بودند برای شکستن محاصره هرکدام از برادران چیزی می گفتند و اوضاع خیلی بدی بود شهید رشیدی با خونسردی کامل می گفت به یاد خدا باشید و به یاد فرمانده خودتان مهدی فاطمه (عج)باشید و از او کمک بگیرید و بالاخره با    تو سل به اقا امام زمان (عج) با توجه به تنگی محاصره و شدت آتش دشمن توانستند مقاومت کرده و از محاصره بیرون بیایند.
سفارش مادر و پدر شهید:
از جوانان عزیز و یاوران مکتب اسلام می خواهیم جبهه ها راخالی  نگذارید و اسلحه افتاده بر زمین برادران شهید خود را بردارید و با خصم زبون بجنگید تا ریشه فساد و فتنه را از زمین بر کنید و بدانید که ابر قدرت ها هر اندازه قوی باشند باز هم نیروی معنوی شما که همان دست خداست شما را یاری کرده و بر آنها غالب می شوید.
پدران و مادران چنان چه فرزندی را از دست می دهید صبور باشید و دست از امام  امت بر ندارید که راه او همان راه انبیاست ما به توصیه قران صبر کرده و افتخار می کنیم که فرزندی را تربیت کردیم تا در راه خدا شهید شود و نزد او تا قیامت روزی بخورد . به امید اینکه شاهد پیروزی رزمندگان اسلام باشیم.
 انتهای پیام /نامجو کوهبنانی 

  1. ابوالفضل ایزدی   خرداد ۱۶, ۱۳۹۸  

    سلام
    لطفا از سردار شهید مسعود زکی زاده و همرزم ماشاالله رشیدی هم مطلب بذارید ممنون
    جهت دریافت مطالب و خاطرات و زندگی نامه شهید با اینجانب تماس بگیرید

تبليغات
تبلیغات کوهبنان امید تبلیغات کوهبنان امید تبلیغات کوهبنان امید تبلیغات کوهبنان امید تبلیغات کوهبنان امید تبلیغات کوهبنان امید